گریه می کردم برای آب نان
سیلی خوردم از پدر - مادرم گفت نوش جان
حال که گشتم پدر
باز هم گریه کنان
که مبادا بچه ام
گریه اش گیرد چنان -بهر بهمان و فلان
بچه گی بچه ام بین اینچنین
بچگی من ندیدی آنچنان
شکر ایزد باز هم دارم توان
گریه هایم را رسانم آسمان
پاور پوینت فلسفه حسابرسی . دکتر حساس یگانه...ما را در سایت پاور پوینت فلسفه حسابرسی . دکتر حساس یگانه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 106